![]() |
![]() |
|
| طرفداران ایرانی هری پاتر |
|
یکی از طرفداران میگوید : تا کی بشینیم ببینیم که هر فحشی از دهنشان در می آید به هری می چسبانند ما مثلا طرفدار هری پاتریم که بخاطر منافعمان او را ترک میکنیم و دوباره به خاطر هوسمان به سراغش می آییم نه ما میجنگیم میجنگیم تا دیگر نسلی از مخالفان هری پاتر و جود نداشته باشد ما باید بجنگیم هر چند که کتک میخوریم فحش میبینیم ولی باز میجنگیم مطمئنا اگر دشمنانمان چنین اتحادی داشتند الان نه هری پاتری ئ جود داشت نه کس دیگری رعد سیاه: درست میگه مخالفان باید تسلیم ما بشن |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:13 توسط Dark Lord |
|
|
نشریه روز هفت، که متعلق به روزنامه همشهری است، در آخرین شماره خود یعنی شماره دوازدهم فیلم برداری محفل ققنوس در متروی لندن را به سبک جالبی به مشکلات متروی تهران مربوط کرده است. این طلب را با هم میخوانیم:
سفر با مترو، فاصلهگرفتن از سطح است اما رسيدن به هيچ عمقي نيست. حسي كاذب از عميقشدن به انسان ميدهد، اما فقط از سطحي به سطح ديگر رفتن است؛ شايد به اين علت كه زندگي، هميشه در سطح جريان دارد و «عمق»، صرفا حسي دروني است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:5 توسط Dark Lord |
|
|
هفته پيش، عكس هايي از محصولات جديد محفل ققنوس منتشر شد كه در بين آنها عكسي از هري، رون و هرميون بود. اكنون، نسخه بزرگتر و با كيفيت بهتري نسبت به عكس قبلي منتشر شده است. اين عكس را مي توانيد در اينجا ببينيد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1385ساعت 19:43 توسط Dark Lord |
|
|
ظاهراً اهالي كشور انگلستان نشنيده اند كه سزاي دروغ گفتن به پروفسور آمبريج چيست، چون يك بررسي نشان مي دهد كه يك سوم مردم انگليس در مورد خواندن داستان هاي معروف، از جمله "هري پاتر و سنگ جادو" دروغ گفته اند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1385ساعت 19:37 توسط Dark Lord |
|
|
آلفونسو كوارون، كارگردان "هري پاتر و زنداني آزكابان" براي ساخت فيلم "بچه هاي مردان" در دو رشته نامزد جوايز اسكار شده است. آقاي كوارون در رشته هاي "موفقيت در ويرايش فيلم" و "فيلمنامه مناسب" نامزد شده است. جوايز اسكار در روز 6 اسفند (25 فوريه) توسط آكادمي علوم و هنرهاي سينما به برگزيدگان اهدا خواهد شد و شبكه ABC در ساعت 20 شب (EST) مراسم آن را پخش خواهد كرد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1385ساعت 0:47 توسط Dark Lord |
|
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1385ساعت 0:46 توسط Dark Lord |
|
|||||||
|
سلام دوستان عزیز این ایامو تسلیت میگم یه داستان براتون گذاشتم که بخونین ضرر نمیکنین منتها یاد آور بشم بعضی قسمتاش + ۱۸ است خوندین به من ربطی نداره ها اگرم فحشی دارید تو ی نظرات بگین دوباره دارم میگم ۱۸+ است مسئولیت به عهده نمیگیرم فحشها در نظرات بگین (نشینین پای کامپیوتر فحش بارم کنین )بیشتر درمورد هری و جینیه تا ولدمورت و از این حرفا دانلود کنین جون عزیزتون نظر بدین |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 14:0 توسط Dark Lord |
|
|
بهترین جادوگران
وب سایت "بهترین جادوگران" مجددا باز شد. علاقمندان برای رفتن به این سایت به نشانی www.bestwizards.com مراجعه کنند. لینک باکس کلوپ طرفداران هری پاتر با ثبت نام و فرستادن لینک مطالب خود در این لینک باکس امار خود را افزایش دهید. فقط کافی است کد لینک باکس را در اخر تگ بادی خود کپی کنید! مطالب بالا توسط مدیران آنها ارسال شده است، و محتویات آن ارتباطی به سایت ما ندارد. به هیچ وجه تبلیغ سایت یا وبلاگ خود را برای ما نفرستید. اگر احتیاج به معرفی سایت یا وبلاگی بود، در بخش اخبار به اطلاع همه خواهیم رساند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 13:13 توسط Dark Lord |
|
|
وب سايت TheArgus.co.uk با ديويد بردلي مصاحبه طولاني و جديدي را انجام داده است، بازيگري كه نقش آرگوس فيلچ را در فيلم هاي پاتر بازي مي كند. بيشتر گفت و گو در مورد فيلم جديد او با نام "The Caretaker" است، اما در اواخر اين مصاحبه، ديويد به فيلم "هري پاتر و محفل ققنوس" اشاره مي كند:
"من توي يك صحنه بامزه كه بالاي يك نردبان 35 فوتي بودم، با يك دستم بايد به نردبان مي چسبيدم و با دست ديگه م بايد با چكش اعلاميه ها رو به ديوار سرسرا مي زدم؛ چهار نفر از عوامل هم از پايين پله رو تكون مي دادن. من با ارتفاع ميانه خوبي ندارم." متن كامل اين مصاحبه به انگليسي را در اينجا ببينيد، از TLC هم متشكريم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 17:46 توسط Dark Lord |
|
|
سلام دوستان عزیز
امروز یه داستان گذاشتم برای کسایی که در خواست کرده بودند به جون خودم غمگین ترین داستانم که توی آرشیوم داشتم همین بود راستی بقیه اش توی ادمه مطلبه امیدوارم خوشتون بیاد این فصل یکشه بقیشم می ذارم فصل اول: علامت شوم هری بعد از گذشت سال بدی که در هاگوارتز گذرانده بود و بزرگ ترین جادوگر دنیا به دست سِـوِرِس اسنیپ معلم تدریس ساخت معجون)که هری از اون متنفر بود( در مدرسه هاگوارتز را کشته بود وهری شخصی که همیشه رفتار پدرانه ای با او داشت را از دست داده بود و تنها کسی که به او نزدیک بود و رفتار مادرانه ای با هری داشت ،مولی ویزلی،مادر رون ، دوست صمیمی اش بود. هری از دامبلدور هم کمی نارا حت بود چون در سال تحصیلی هری بارها به آلبوس دامبلدور گفته بود که مالفوی و اسنیپ نقشه ای دارند ولی دامبلدور به آن ها اطمینان داشت.در هری خشمی جاودان شعله ور بود به خاطر مرگ دامبلدور،سیریوس بلک ، سدریک دیگوری وپدر و مادر نویل که بر اثر شکنجه زیاد مرگخواران که عقل از سرشان پریده بود و بارتی کراواچ پدر مهم تر و از همه مرگ پدر و مادرش جیمز و لیلی پاتر و این اَتش فقط با کشتن ولدُمورت و اسنیپ خاموش می شد . هری در این افکار بود که ناگهان جغد بزرگ و سیاهی که چهارچوب پنجره ی دورسلی ها را پر می کرد وارد شد و با صدای هـوهـو هری را به خود آورد . هری تا به حال جغدی به این بزرگی ندیده بود نامه ای بزرگی به پایش بسته شده بود هری آن را باز کرد و به سوی تختش رفت . روی تخت دراز کشید و نام شخصی که فرستاده بود کسی نبود جز سورس اسنیپ و پاکت نامه را باز کرد. بالای نامه با علامت شوم تزیین شده بود و چیزهایی در نامه بود که از عصبانیت سرخ شده بود و در حال منفجر شدن بود . داستان اسیر کردن تریلانی (معلم پیشگویی) و گرفتن پیشگویی کامل برای ولدمورت ، همکاری با ولدمورت در مرگ پدرش ، شکنجه دادن و کشتن نخست وزیر مشنگ ها و هزار چیز دیگر که قلب هری را به درد می آورد . هری نمی دانست که هر چه به انتهای نامه نزدیک تر شود علامت شومی بروی دستش حک می شود او آنقدر غرق در خواندن نامه بود که متوجه جیغ های مشنگ ها نمی شد.نور سبز پررنگی سرتاسر خانه را چند ثانیه روشن کرد هری بلافاصله چوبدستی اش را برداشت در باز شد هری گفت : - استیوپیفـ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 18:32 توسط Dark Lord |
|
|
سلام دوستان عزيز فرا رسيدن اين ايام رو تسليت ميگم سعي ميكنم مطالبم رو غمگين تر كنم ولي خب باور كنيد غمگين ترينش همينه كه مي خوام بذارم غمگين تر پيدا نشد اين داستان نوشته ي خودمه بازم اين ايام رو تسليت ميگم بقیه اش توی ادامه ی مطلبه صدای لرزانی از پشت سرش گفت: هری.... خون قسمتی از صورت هری را خیس کرده بود و درد شدیدی در پایش حس می کرد.وحشت زده گفت : جینی ... خواهش می کنم برو. ... برو... نور سبز شدیدی چشمانش را زد . فریاد زجر آلودی کشید: جینی ی ی ی ی .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13:56 توسط Dark Lord |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شبکه ی تالار اسرار ایرانی در خدمت تمام طرفدران ایرانیه هری پاتر
|
| پیوندهای روزانه |
|
ساخت لوگوی رایگان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|